تبليغاتX
پاژیا _ تئاتر و سینما
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385
نقدهای تئاتر : نوشته شده توسط مهدی نصیری در مجله صحنه

 

 نقد ۱۳ تئاتر سال ۱۳۸۵                                                                                                                                          

 نمايشکوچ در کوچ محمد احمدي ساختمان و قالب اجرايي منسجم و مشخصي ندارد. «كوچ در كوچ» در روايت بخشهايي از داستانش، تراژدي است، در عمدة بخشها ساختمان ملودراماتيك پيدا مي‌كند و از طرفي در ارتباط با روايتي ديگر، (جوان اسير) حماسي مي‌شود. بنابراين مهم‌ترين اشكال نمايش را مي‌توان در متن آن، مورد بررسي قرار داد؛ نمايشنامة «كوچ در كوچ» خيلي بي‌نظم و چندگونه است و اصلا‌ً ساختمان مشخص ندارد....کوری

فروپاشی انسان متمدن دنیای به هم ریخته...."ژوزه ساراماگو" نويسنده برجسته پرتغالي كه موفق شد با رمان «كوري» برنده جايزه نوبل 1998 بشود تقريباً با همين رمان در كشور ما شناخته شده است. البته بعدها آثار ديگري از اين نويسنده به فارسيسلامان و ابسال ترجمه شدند اما هيچ يك از آنها نتوانستند مثل كوري مورد استقبال قرار گيرند.
اين رمان اكنون حدود شش سال پس از انتشار در ايران در حالي به صورت يك اثر نمايشي به اجرا در مي‌آيد كه درصد قابل توجهي از تماشاگرانش از پيش با متن ادبي آن آشنايي دارند....

 "سلامان و اَبسال "از آن دسته آثار نمايشي است كه براساس يك قصه كهن نوشته شده است. ريشة داستان، روايتي يوناني است كه «نورالدّين عبدالرّحمن جامي» آن را در قالب مثنوي‌اي، به همين نام به نظم درآورده است. در اين روايت كهن، پادشاهي به نام «هرمانوس»، كه به دليل پرهيز از رابطه با زنان، صاحب فرزندي نشده است، با كمك كاهني به نام «اقليقولاس» ‌به صورت مصنوعي، صاحب فرزندي مي‌شود و...سفر به مغرب

"سفر به مغرب" يك كمدي ساده و ظريف است كه با نمادهاي كم‌رنگ و مهم قابل تأملي در متن و اجرا، روايت مي‌شود. آنچه به طور كلّي مي‌توان در داستان نمايش به آن پرداخت، سادگي و گزيده‌پردازي، در زمينه گسترش طرح و پلات اوليه است. داستان نمايش را به راحتي مي‌توان در آشنايي، ازدواج و مرگ يك زن و مرد، خلاصه كرد. تنها اتفاقاتي هم كه در نمايش رخ مي‌دهد، گسترش همين طرحِ ساده و خطي از زندگي زن و مردي است كه به عنوان شخصيتهاي داستان روايت را پيش مي‌برند....

"دو متر در دو متر جنگ "از آن دسته آثاري استشهرهای نامرئی كه محتواي مهم و عميقش را با لحني ساده و جذاب به مخاطب ارائه مي‌دهد. اين نمايش در ابتدا پلهاي محكمي را با مخاطبانش برقرار مي‌سازد و بعدا‌ً پيام و حرفهاي كاملا‌ً جدي‌اش را با كمك كمدي و طنز با ايشان در ميان مي‌گذارد....

"شب ‌به ‌خير جناب كنت" همان ‌طور كه از عنوانش پيداست، قالبي رئاليستي با رگه‌هايي از نمادگرايي يا شايد بتوان گفت، اندكي شاعرانگي، دارد. اين شاعرانگي در نمايشنامه اكبر رادي از يك طرف به نوستالوژي روايت بر مي‌گردد و از طرف ديگر با لحن آن ارتباط پيدا مي‌كند. در حقيقت «شب‌ به‌ خير جناب كنت» ضمن آنكه يك داستان واقعي را با روايتي كاملاً مبتني بر واقعيت در خود دارد....

 

بقیه نقدها را در  http://www.iricap.com/author.asp?id=794)بخوانید.

نوشته شده توسط مهدی نصیری در 23:32 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385
مراسم اختتامیه بخش سودای سیمرغ
اختتامیه مسابقه سینمای ایرانبهرام رادان و گلشیفته فراهانی
سنتوری به کارگردانی داریوش مهرجوئی در کنار اخراجی ها بهترین فیلم از دید تماشاگران شناخته شد. 
فیلم سینمایی "روز سوم" به کارگردانی محمد حسین لطیفی و تهیه‌کنندگی علیرضا جلالی سیمرغ بلورین بهترین فیلم بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر را از آن خود کرد.باران کوثری

مراسم اختتامیه بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر که از ساعتی پیش با حضور وزیر ارشاد، معاون امور سینمایی، دبیر جشنواره، اعضا هیئت داوران، هنرمندان سینمای ایران و مهمانان در تالار وحدت آغاز شد. خسرو شکیبایی

بهترین فیلم: "روز سوم" به تهیه کنندگی علیرضا جلالیبهترین کارگردانی: امیرشهاب رضویان برای "مینای شهر خاموش" و محمدحسین لطیفی برای "روز سوم" 

بهترین فیلمنامه: رخشان بنی اعتماد، فرید مصطفوی، محسن عبدالوهاب و نغمه ثمینی برای "خون بازی"

بهترین بازیگر نقش اول زن:‌ باران کوثری برای "خون بازی" و "روز سوم"

بهترین بازیگر نقش اول مرد: بهرام رادان برای "سنتوری"

دیپلم افتخار به خسرو شکیبایی برای "اتوبوس شب"

ضمنا هیئت داوران از حضور ارزشمند عزت ا... انتظامی در فیلم "مینای
شهر خاموش" تقدیر کرد.بهرام رادان

بهترین فیلمبرداری: حمید خضوعی ابیانه برای "پابرهنه در بهشت"

بهترین بازیگر زن نقش مکمل: پانته‌آ بهرام برای "بچه های ابدی

بهترین بازیگر مرد نقش مکمل: افشین هاشمی برای "پابرهنه در بهشت"


 


 

نوشته شده توسط مهدی نصیری در 21:32 | | لینک به این مطلب
شنبه چهاردهم بهمن 1385
سوگواري اهالي سينما در افتتاحيه جشنواره فيلم فجر
همدلي سينما با عاشورا

 آيين افتتاح بيست و پنجمين جشنواره بين المللي فيلم فجر عصر پنجشنبه و همزمان با سومين شب شهادت حضرت امام حسين(ع) در قالب مراسم نماديني در همدلي و ابراز ارادت اهالي سينما به اين امام همام برگزار شد.افتتاح جشنواره بيست و پنجم مثل سالهاي قبل با استقبال گسترده اي مواجه نبود و به ويژه مي شد جاي خالي هنرمندان سينماي كشور را در آن مشاهده كرد. مراسم سوگواري اهالي سينما در تالار وحدت از ساعت 18 و 45 دقيقه شروع شد.دكور اين مراسم نيز در راستاي همدلي مراسم با واقعه كربلا، خيمه بزرگي بود كه در وسط سن تالار وحدت قرار داده شده و چهار سرباز سبزپوش در اطراف آن به نگهباني ايستاده بودند.
مصطفي موسوي، مجري آيين افتتاح، در آغاز مراسم خاطر نشان ساخت كه اين مراسم نه به عنوان جشن افتتاحيه، بلكه فرصتي و مكاني براي ابراز ارادت اهالي سينما به حضرت سيدالشهداست. بهناز جعفری
نخستين برنامه مراسم، فيلم كوتاهي از «رضا ميركريمي» با نام «گفت و گو با گنبد خضراء» بود كه حرفهاي زائران مسجدالنبي با رسول اعظم(ص) را به تصوير كشيده بود.
در ادامه مراسم هم تصاويري از ديدار هنرمندان و كارگردانان سينماي كشور با مقام معظم رهبري به نمايش گذاشته شد.
اما فضاي مراسم افتتاح جشنواره فيلم فجر از اين به بعد به فضايي كاملاً تئاتري تبديل شد: اجراي يك اپيزود نمايشي به نام «شمركشي» به كارگرداني محمد رحمانيان و بازيگري علي عمراني. رحمانيان در اين قسمت از نمايش خود با زاويه ديدي متفاوت، ماجراي شمر و حضرت امام حسين(ع) را مورد توجه قرار داده بود.گفتار هنرمندان سينما درباره واقعه عاشورا هم از ديگر بخشهاي مراسم افتتاحيه بود كه به نمايش درآمد. «محمدرضا جعفري جلوه» و «محمدحسين صفار هرندي» هم در ميان هنرمنداني چون جهانگير الماسي، جمال شورجه، جمشيد مشايخي، مهتاب كرامتي و... در اين بخش به گفتگو با دوربين پرداخته بودند.
يكي از بهترين و تأثيرگذارترين بخشهاي مراسم افتتاحيه، قسمت دوم نمايش محمد رحمانيان بود كه «مهتاب نصيرپور» آن را بازي كرد. اين قطعه نمايشي تماشاگران را به شدت تحت تأثير قرار داد و به تشويق وادار كرد.
نمايش برگزيده اي از فيلمهاي سينماي ايران در مورد حادثه عاشورا بخش ديگر مراسم بود.
عزاداري گروه جنوبي نيز در ادامه مراسم، توجه بسياري از حاضران را به خود جلب كرد.
در ادامه مراسم افتتاحيه هم قرار بود نوار بيانيه و پيام عليرضا رضاداد، دبير جشنواره در تالار وحدت پخش شود كه بنا به دلايلي امكان آن فراهم نشد و رضاداد خود به روي سن آمد و با صحبت كوتاهي پيام خود را در آغاز جشنواره بيست و پنجم از پشت تريبون اعلام كرد.
مقتل خواني مصطفي موسوي در پايان برنامه، مراسم سوگواري اهالي سينما در عزاي حسيني را خاتمه بخشيد.
يكي از نكات قابل توجه در اين مراسم حضور كاملاً كمرنگ هنرمندان در تالار وحدت بود. تقريباً مي توان گفت كه مراسم افتتاح جشنواره فيلم فجر تنها جعفري جلوه و صفار هرندي را به عنوان چهره هاي آشنا در خود داشت.
نكته ديگر آنكه مراسم هم بيشتر آييني و نمايشي بود تا سينمايي !اجراي دو قطعه نمايشي، دكور نمايشي، نمايش عزاداري با حركات موزون و عزاداري جنوبي كه كليت برنامه مراسم را به خود اختصاص داده بود، به آن قالبي كاملاً نمايشي مي بخشيد.
پيش شماره بولتن جشنواره در مراسم افتتاحيه در ميان ميهمانان توزيع شد و هنرمندان و علاقه مندان سينما، جشنواره بيست و پنجم را با ابراز ارادت به حضرت امام حسين(ع) آغاز كردند.

  

چاپ شده در روزنامه قدس۱۴بهمن۱۳۸۵-مهدی نصیری
نوشته شده توسط مهدی نصیری در 3:10 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385
گفتگو با «چيستا يثربي» كارگردان تئاتر

 

من خود راسکلنیکف ام

  چیستا یثربی

چيستا يثربي متولد 1347 است. دكتراي روانشناسي اش را از دانشگاه الزهرا گرفته و فعاليتهايش را در حوزه تئاتر از دهه 60 آغاز كرده است.
نگارش 26 نمايشنامه و كارگرداني نمايشهايي چون «جمعه دم غروب»، «دادگاه جادويي»، «مهمان سرزمين خواب»، «زني كه تابستان گذشته رسيد»، «سرخ سوزان»، «يك شب ديگر هم بمان سيلويا» و «زني براي هميشه» را كارگرداني كرده است.
يثربي كه تا به حال جوايز متعددي را از جشنواره هاي مختلف دريافت كرده، اوايل سال جاري نمايش «جنايت و مكافات» را براساس رمان «جنايت و مكافات» در جشنواره كلاسيكهاي روسيه در مسكو اجرا كرد كه اين نمايش در اين جشنواره در سه رشته نامزد شد و موفق گرديد جايزه بهترين بازيگر زن را دريافت كند.
به همين بهانه گفتگويي با او انجام داديم كه مي خوانيد.

* گفتگويمان را از اينجا شروع كنيم كه شما «يك شب ديگر هم بمان سيلويا» را سال 83 كار كرديد و چند هفته بعد از آن «بانويي براي هميشه» را روي صحنه برديد. بعد از اجراي اين دو نمايش در مدت دو سال اخير چند پروژه نمايشي را آغاز كرديد كه هيچ كدام به سرانجام نرسيد. چرا؟
** من آخرين كاري را كه قبل از «سيلويا...» كارگرداني كردم سال 75 (ميهمان سرزمين خواب) بود. در فاصله ميان اين دو نمايش در تمام اين هشت سال هر متني كه پيشنهاد دادم، گفتند خودت آن را كارگرداني نكن. رياست وقت مركز هنرهاي نمايشي (آقاي شريف خدايي) اصرار داشت كه متنهاي من را كسان ديگري مثل سيما تيرانداز و... كار كنند. در جواب سؤال و چراي من هم مي گفتند: ما مي خواهيم تو را به عنوان يك نويسنده خوب داشته باشيم و نه نويسنده / كارگردان! چون نويسنده / كارگردان در جامعه تئاتر ما زياد است. اين باعث شد كه در زمينه كارگرداني نمايش، يك وقفه 8 ساله در كارم بيفتدمهسا مهجور و حسین کشفی اصل و اين وقفه بعد از جانشين شدن دكتر نشان به جاي آقاي شريف خدايي با «سيلويا...» از بين رفت.بعد از «سيلويا...» و «زني براي هميشه»، هر چقدر تلاش كردم كه نوبت اجرا بگيرم، موفق نشدم.بنابراين تصميم گرفتم به خاطر اينكه گروه از هم نپاشد، «دخترك و مرد مرده» را در نياوران نمايشنامه خواني كنم.
* فكر مي كنم يكي از متون شما در جشنواره آييني سنتي هم پذيرفته شد...
** بله، متن «جن كوچك عزيز» بود. اين متن را هم شروع و با گروهمان سه هفته تمرين كرديم كه جشنواره تعطيل شد. بعد «عاشق ابر سفيد» و يك كار براي سيما تيرانداز (عكس دسته جمعي با خانم بزرگ) را انجام دادم.
«سارا و كيمياگر» هم پيشنهاد معاونت هنري بود كه ....
.

   نوشته شده در روزنامه قدس۱۲بهمن۱۳۸۵-مهدی نصیری


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی نصیری در 9:22 | | لینک به این مطلب
سه شنبه سوم بهمن 1385
نگاهي به فيلم سينمايي «تقاطع» ساخته ابوالحسن داوودي ؛

 آدم ها روي پل

 

نويسنده: فريد مصطفوي / ابوالحسن داوودي
كارگردان: ابوالحسن داوودي
بازيگران: فاطمه معتمدآريا / بهرام رادان / بيژن امكانيان / باران كوثري و...
خلاصه داستان: دختر جواني كه مجري يك برنامه تلويزيوني است، خانم دكتري كه با پسر جوانش زندگي مي كند، مهندسي كه ناچار به زندگي تنها با دخترش است، زني باردار كه در انتظار تولد نوزادش مي باشد، پسر جوان پولدار و پسربچه گل فروش در جريان روايتهاي متقاطع داستان در يك نقطه كه محور آن يك تصادف اتومبيل است، به هم برخورد مي كنند... .


جامعه بستر روابط مختلف انسانهاست. در اين محدوده كوچك يا بزرگ، انسانها با همه كارها، دلمشغولي ها و گرفتاريهايشان مدام با انسانهاي ديگر در ارتباطند. اما اين ارتباط هم مي تواند مستقيم و از جنس آشنايي باشد و هم مي تواند غير مستقيم و اتفاقي انجام شود. شايد محمل قرار گرفتن جامعه، مهمترين مشخصه اي باشد كه براساس آن مي توانيم «تقاطع» را يك فيلم اجتماعي بناميم. اتفاقاً محورهاي روايت و بسترهاي داستاني اي كه داوودي براي فيلمش انتخاب كرده - صرفنظر از برخي اشكالها - داستان و ساختار روايت را به گونه اي كاملاً مناسب و مؤثر در كنار هم قرار داده است.
پرده نخست فيلم داوودي از اين منظر، پرداخت و روايت درخشاني دارد. داوودي تمام پيش زمينه ها، اطلاعات، بسترسازي ها و هر چه درباره آدمهاي داستان جامعه و محيط (خانواده) پيرامونشان لازم بوده، بخوبي در كنار هم قرار داده است و با اتصال هر روايت در روايتي ديگر و قطع يكي با ديگري، فيلمش را آغاز مي كند. با اين شيوه، اولاً همه شخصيتهايي كه منظور نظر كارگردان بوده اند بدون كم و كاست و اشكال به مخاطب شناسانده مي شوندو برخوردهاي اتفاقي و در يك فضا قرار گرفتن آنها كه تنها تماشاگر از آنها خبر دارد و نه خود شخصيتها، بيننده را ضمن دنبال كردن ماجراي داستان با وقايعي جذاب رو به رو مي كند.
چينش استادانه روايت، ايجاد فضاي زيباشناسانه هندسي توسط دوربين «بهرام بدخشاني» و تدوين «بهرام دهقاني» تركيب اين تقاطع روايت را در فصول ابتدايي فيلم، تماشايي كرده است. ضمن اينكه ريتم تند روايت و عبور از اشخاص و فضاهاي متعدد در همان ابتدا، فرصت فاصله گرفتن تماشاگر را از فضا مي گيرد و او را به طور كامل با آن درگير مي كند.
نمونه هايي مثل حركت مهسا (باران كوثري) هنگام صحبت با تلفن و ....

نوشته شده در روزنامه قدس ۳ بهمن ۱۳۸۵-مهدي نصيري


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی نصیری در 20:46 | | لینک به این مطلب
سه شنبه سوم بهمن 1385
ميهمانان خارجي از جشنواره تئآتر فجر مي گويند:

نقد غربي بر اجراي شرقي

  امسال گروهها و ميهمانان خارجي جشنواره، حضور چشمگيري در جريان برگزاري جشن تئاتر ايران داشتند. البته شايد حضور كمرنگ تر مردم نسبت به سالهاي قبل باعث برجسته تر شدن حضور اين ميهمانان در جشنواره شده باشد!
اما در هر صورت در ميان اين ميهمانان عده زيادي بودند كه با اشتياق و علاقه فراوان در سالنها حضور پيدا كرده و از نزديك ثمره يك سال تئاتر ايران را به تماشا مي نشستند

.
*
روبرتو چولي: دوست دارم باز هم به تهران بيايم
«
روبرتو چولي» كارگردان سرشناس گروه «روهر» آلمان كه چند سالي است از ميهمانان ثابت جشنواره بين المللي تئاتر فجر است، امسال با دو نمايش «مرگ دانتون» و «ليرشاه» در بيست و پنجمين جشنواره تئاتر فجر شركت داشت.
«
چولي» درباره تكرار چندين باره حضورش در ايران گفت: يكي از مهمترين دلايل آمدن من به تهران، علاقه زيادي است كه به اينجا دارم. شايد حضور انبوه تماشاگران در هنگام اجراي نمايشهايم بيشترين انگيزه را در من ايجاد كرده باشد. در كشور من امكان ندارد يك نمايش در چنين شرايطي (گرما، خطرناك بودن سالن و جمعيت انبوه) با اين استقبال چشمگير مواجه شود، اما در كشور شما اين اتفاق براي من افتاده و همين مسأله به ادامه حضور در جشنواره تئاتر تهران ترغيبم مي كند.
«
روبرتو چولي» در ادامه صحبت هايش با اشاره به استقبال توصيف ناپذير تماشاگران از دو نمايش اش در جشنواره فجر گفت: «مرگ دانتون» با وجود طولاني بودن زمان اجرا، خيلي خوب مورد توجه مردم واقع شد و نمايش دو ساعته «ليرشاه» هم در سالن گرم و در ميان تماشاگران فراوان، مورد استقبال قرار گرفت. من قبلاً هم گفته ام گروه «روهر» در آلمان به اجراي نمايشهايي با ريتم كند و زماني طولاني معروف است. با وجود اين، تماشاگران زيادي در ايران تا انتهاي در سالن نمايش حضور داشتند!
«
چولي» در ارتباط با حضور مجدد در ايران گفت: من از هر پيشنهادي در اين زمينه استقبال مي كنم و خوشحال مي شوم كه باز هم بتوانم با يك نمايش ديگر در تهران حضور داشته باشم.


*نيل ون درليندن: ظرفيتهاي زيادي براي آيين هاي نمايشي داريد
«
نيل ون درليندن» بيولوژيست و پزشك هلندي كه تحقيقات گسترده اي پيرامون مراسم و آيين هاي شمال آفريقا، خاورميانه و جنوب غربي ايران انجام داده، از جمله كساني است كه ....

نوشته شده در روزنامه قدس۳بهمن۱۳۸۵
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی نصیری در 20:34 | | لینک به این مطلب
یکشنبه یکم بهمن 1385
نگاهي به نمايش "جنايت ومکافات" نوشته وکارگرداني چيستا يثربي

چیستا یثربیخوانش زیباتر از اصل

پيش از تماشاي نمايش "جنايت و مکافات"چيستا يثربي به نظرم خيلي مشکل مي آمد که کسي بتواند رمان مفصل 380 صفحه اي جنايت و مکافات داستايوفسکي را با آن شخصيتها و فضاهاي مختلف اش تنها در يک نمايش 60 دقيقه اي وفقط با حضور دو بازيگر،در سالن کوچک تالار گوشه فرهنگسراي نياوران به اجرا در آورد.اما "جنايت و مکافات"چيستا يثربي که پيش از اين در سه رشته ي بازيگر مرد،بازيگر زن و کارگرداني از جشنواره تئاتر کلاسيکهاي روسيه نامزد دريافت جايزه شده و توانسته بود در بخش بهترين بازيگر زن دز اين جشنواره برگزيده شود،توانست به چنين اجرايي دست پيدا کند.

در حقيقت يثربي با اين نمايش توانسته يک اجراي فشرده و مدرن را بر اساس متني کلاسيک روي صحنه ببرد.اما در عين حال تماشاگر در حين تماشاي نمايش دلبستگس هايش را نسبت به رمان از دست مي دهد و درگير تماشاي فضاي نمايش مي شود.

داستان و ساختار آنگونه که درمتن داستايوفسکي هست در نمايش يثربي وجود ندارند واصلا اشخاص،فضاهاو...هر يک ماهيت وجودي مستقلي پيدا کردهاند.در عين حال بايد اعتراف کردمهسا مهجور که فضاهاي نمايشي کار (و بيشتر تصاوير ذهني تا واقعيت هاي بصري)ضمن استقلال روايت،حتي جوهر مستقل ديگري را به تماشا ميگزارند،که اگر چه بر اساس رمان داستايوفسکي شکل گرفته است اما از هر منظر –به جز محمل رويداد-در کنار آن قرار مي گيردو ويزگي هاي دراماتيک اش را به رخ ميکشد.

مهمترين فرايندي که در حوزه ساختار متن نمايش شکل گرفته ،گزينش محمل هاي داستاني موجود در رمان وپردازش دراماتيک آنها در قالب يک ساختار کاملا متفاوت وسيال بوده است.

ساختار نمايشنامه يثربي واجد نوعي روايت سيال ومدرن از ماجراهاست که از همرفتي رويداد ها ودر هم آميختگي آنها با هم شکل مي گيرد.در حقيقت آ نچه به عنوان يک فرايند مهم ميتوان بررسي قرار داد اينست که ابزارها و عناصر اصلي نمايش (رويدادها،موقعيت ها،اشخاص و...) توانسته اند با بينامتنيت موجود در ساختارروايي نمايش تکثير شوند و حاصل اين تکثير است که مدام در وجود شخصيت هاي نمايشي و بازيگران آن در آمد و رفت هستند.اين جوهره ها از وجود قهرمانان نمهيش به بيرون سرک ميکشند و به الگو تبديل ميشوند،و در ضمن  تخيل ترازيک نمايش را  در مورد قهرمانان آن شدت ميبخشند.

آنچه مسلم است اينکه،همه اين شخصيت ها و رويداد هايشان بر اساس محور تماتيک نمايش در کنار هم قرار گرفته اند و رويداد مشترک داستان در مورد آنهاست که اهميتشان را در روايت نمايش باعث ميشود.....

ادامه این مطلب را حتما بخوانید....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی نصیری در 23:38 | | لینک به این مطلب