نقد ۱۳ تئاتر سال ۱۳۸۵
نمايش
محمد احمدي ساختمان و قالب اجرايي منسجم و مشخصي ندارد. «كوچ در كوچ» در روايت بخشهايي از داستانش، تراژدي است، در عمدة بخشها ساختمان ملودراماتيك پيدا ميكند و از طرفي در ارتباط با روايتي ديگر، (جوان اسير) حماسي ميشود. بنابراين مهمترين اشكال نمايش را ميتوان در متن آن، مورد بررسي قرار داد؛ نمايشنامة «كوچ در كوچ» خيلي بينظم و چندگونه است و اصلاً ساختمان مشخص ندارد....
فروپاشی انسان متمدن دنیای به هم ریخته...."ژوزه ساراماگو" نويسنده برجسته پرتغالي كه موفق شد با رمان «كوري» برنده جايزه نوبل 1998 بشود تقريباً با همين رمان در كشور ما شناخته شده است. البته بعدها آثار ديگري از اين نويسنده به فارسي
ترجمه شدند اما هيچ يك از آنها نتوانستند مثل كوري مورد استقبال قرار گيرند.
اين رمان اكنون حدود شش سال پس از انتشار در ايران در حالي به صورت يك اثر نمايشي به اجرا در ميآيد كه درصد قابل توجهي از تماشاگرانش از پيش با متن ادبي آن آشنايي دارند....
"سلامان و اَبسال "از آن دسته آثار نمايشي است كه براساس يك قصه كهن نوشته شده است. ريشة داستان، روايتي يوناني است كه «نورالدّين عبدالرّحمن جامي» آن را در قالب مثنوياي، به همين نام به نظم درآورده است. در اين روايت كهن، پادشاهي به نام «هرمانوس»، كه به دليل پرهيز از رابطه با زنان، صاحب فرزندي نشده است، با كمك كاهني به نام «اقليقولاس» به صورت مصنوعي، صاحب فرزندي ميشود و...
"سفر به مغرب" يك كمدي ساده و ظريف است كه با نمادهاي كمرنگ و مهم قابل تأملي در متن و اجرا، روايت ميشود. آنچه به طور كلّي ميتوان در داستان نمايش به آن پرداخت، سادگي و گزيدهپردازي، در زمينه گسترش طرح و پلات اوليه است. داستان نمايش را به راحتي ميتوان در آشنايي، ازدواج و مرگ يك زن و مرد، خلاصه كرد. تنها اتفاقاتي هم كه در نمايش رخ ميدهد، گسترش همين طرحِ ساده و خطي از زندگي زن و مردي است كه به عنوان شخصيتهاي داستان روايت را پيش ميبرند....
"دو متر در دو متر جنگ "از آن دسته آثاري است
كه محتواي مهم و عميقش را با لحني ساده و جذاب به مخاطب ارائه ميدهد. اين نمايش در ابتدا پلهاي محكمي را با مخاطبانش برقرار ميسازد و بعداً پيام و حرفهاي كاملاً جدياش را با كمك كمدي و طنز با ايشان در ميان ميگذارد....
"شب به خير جناب كنت" همان طور كه از عنوانش پيداست، قالبي رئاليستي با رگههايي از نمادگرايي يا شايد بتوان گفت، اندكي شاعرانگي، دارد. اين شاعرانگي در نمايشنامه اكبر رادي از يك طرف به نوستالوژي روايت بر ميگردد و از طرف ديگر با لحن آن ارتباط پيدا ميكند. در حقيقت «شب به خير جناب كنت» ضمن آنكه يك داستان واقعي را با روايتي كاملاً مبتني بر واقعيت در خود دارد....
بقیه نقدها را در http://www.iricap.com/author.asp?id=794)بخوانید.
اختتامیه مسابقه سینمای ایران | |
| سنتوری به کارگردانی داریوش مهرجوئی در کنار اخراجی ها بهترین فیلم از دید تماشاگران شناخته شد. | |
فیلم سینمایی "روز سوم" به کارگردانی محمد حسین لطیفی و تهیهکنندگی علیرضا جلالی سیمرغ بلورین بهترین فیلم بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر را از آن خود کرد.![]() | |
|
مراسم اختتامیه بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر که از ساعتی پیش با حضور وزیر ارشاد، معاون امور سینمایی، دبیر جشنواره، اعضا هیئت داوران، هنرمندان سینمای ایران و مهمانان در تالار وحدت آغاز شد. بهترین فیلم: "روز سوم" به تهیه کنندگی علیرضا جلالیبهترین کارگردانی: امیرشهاب رضویان برای "مینای شهر خاموش" و محمدحسین لطیفی برای "روز سوم" بهترین فیلمنامه: رخشان بنی اعتماد، فرید مصطفوی، محسن عبدالوهاب و نغمه ثمینی برای "خون بازی" بهترین بازیگر زن نقش مکمل: پانتهآ بهرام برای "بچه های ابدی بهترین بازیگر مرد نقش مکمل: افشین هاشمی برای "پابرهنه در بهشت"
|
همدلي سينما با عاشورا ![]() | |
|
آيين افتتاح بيست و پنجمين جشنواره بين المللي فيلم فجر عصر پنجشنبه و همزمان با سومين شب شهادت حضرت امام حسين(ع) در قالب مراسم نماديني در همدلي و ابراز ارادت اهالي سينما به اين امام همام برگزار شد.افتتاح جشنواره بيست و پنجم مثل سالهاي قبل با استقبال گسترده اي مواجه نبود و به ويژه مي شد جاي خالي هنرمندان سينماي كشور را در آن مشاهده كرد. مراسم سوگواري اهالي سينما در تالار وحدت از ساعت 18 و 45 دقيقه شروع شد.دكور اين مراسم نيز در راستاي همدلي مراسم با واقعه كربلا، خيمه بزرگي بود كه در وسط سن تالار وحدت قرار داده شده و چهار سرباز سبزپوش در اطراف آن به نگهباني ايستاده بودند. | |
|
| |
|
من خود راسکلنیکف ام | |
|
* گفتگويمان را از اينجا شروع كنيم كه شما «يك شب ديگر هم بمان سيلويا» را سال 83 كار كرديد و چند هفته بعد از آن «بانويي براي هميشه» را روي صحنه برديد. بعد از اجراي اين دو نمايش در مدت دو سال اخير چند پروژه نمايشي را آغاز كرديد كه هيچ كدام به سرانجام نرسيد. چرا؟ | |
|
نوشته شده در روزنامه قدس۱۲بهمن۱۳۸۵-مهدی نصیری | |
ادامه مطلب
|
آدم ها روي پل |
|
پرده نخست فيلم داوودي از اين منظر، پرداخت و روايت درخشاني دارد. داوودي تمام پيش زمينه ها، اطلاعات، بسترسازي ها و هر چه درباره آدمهاي داستان جامعه و محيط (خانواده) پيرامونشان لازم بوده، بخوبي در كنار هم قرار داده است و با اتصال هر روايت در روايتي ديگر و قطع يكي با ديگري، فيلمش را آغاز مي كند. با اين شيوه، اولاً همه شخصيتهايي كه منظور نظر كارگردان بوده اند بدون كم و كاست و اشكال به مخاطب شناسانده مي شوندو برخوردهاي اتفاقي و در يك فضا قرار گرفتن آنها كه تنها تماشاگر از آنها خبر دارد و نه خود شخصيتها، بيننده را ضمن دنبال كردن ماجراي داستان با وقايعي جذاب رو به رو مي كند. چينش استادانه روايت، ايجاد فضاي زيباشناسانه هندسي توسط دوربين «بهرام بدخشاني» و تدوين «بهرام دهقاني» تركيب اين تقاطع روايت را در فصول ابتدايي فيلم، تماشايي كرده است. ضمن اينكه ريتم تند روايت و عبور از اشخاص و فضاهاي متعدد در همان ابتدا، فرصت فاصله گرفتن تماشاگر را از فضا مي گيرد و او را به طور كامل با آن درگير مي كند. نمونه هايي مثل حركت مهسا (باران كوثري) هنگام صحبت با تلفن و .... نوشته شده در روزنامه قدس ۳ بهمن ۱۳۸۵-مهدي نصيري |
ادامه مطلب
|
نقد غربي بر اجراي شرقي |
|
امسال گروهها و ميهمانان خارجي جشنواره، حضور چشمگيري در جريان برگزاري جشن تئاتر ايران داشتند. البته شايد حضور كمرنگ تر مردم نسبت به سالهاي قبل باعث برجسته تر شدن حضور اين ميهمانان در جشنواره شده باشد! .
«نيل ون درليندن» بيولوژيست و پزشك هلندي كه تحقيقات گسترده اي پيرامون مراسم و آيين هاي شمال آفريقا، خاورميانه و جنوب غربي ايران انجام داده، از جمله كساني است كه .... |
ادامه مطلب
خوانش زیباتر از اصل
پيش از تماشاي نمايش "جنايت و مکافات"چيستا يثربي به نظرم خيلي مشکل مي آمد که کسي بتواند رمان مفصل 380 صفحه اي جنايت و مکافات داستايوفسکي را با آن شخصيتها و فضاهاي مختلف اش تنها در يک نمايش 60 دقيقه اي وفقط با حضور دو بازيگر،در سالن کوچک تالار گوشه فرهنگسراي نياوران به اجرا در آورد.اما "جنايت و مکافات"چيستا يثربي که پيش از اين در سه رشته ي بازيگر مرد،بازيگر زن و کارگرداني از جشنواره تئاتر کلاسيکهاي روسيه نامزد دريافت جايزه شده و توانسته بود در بخش بهترين بازيگر زن دز اين جشنواره برگزيده شود،توانست به چنين اجرايي دست پيدا کند.
در حقيقت يثربي با اين نمايش توانسته يک اجراي فشرده و مدرن را بر اساس متني کلاسيک روي صحنه ببرد.اما در عين حال تماشاگر در حين تماشاي نمايش دلبستگس هايش را نسبت به رمان از دست مي دهد و درگير تماشاي فضاي نمايش مي شود.
داستان و ساختار آنگونه که درمتن داستايوفسکي هست در نمايش يثربي وجود ندارند واصلا اشخاص،فضاهاو...هر يک ماهيت وجودي مستقلي پيدا کردهاند.در عين حال بايد اعتراف کرد که فضاهاي نمايشي کار (و بيشتر تصاوير ذهني تا واقعيت هاي بصري)ضمن استقلال روايت،حتي جوهر مستقل ديگري را به تماشا ميگزارند،که اگر چه بر اساس رمان داستايوفسکي شکل گرفته است اما از هر منظر –به جز محمل رويداد-در کنار آن قرار مي گيردو ويزگي هاي دراماتيک اش را به رخ ميکشد.
مهمترين فرايندي که در حوزه ساختار متن نمايش شکل گرفته ،گزينش محمل هاي داستاني موجود در رمان وپردازش دراماتيک آنها در قالب يک ساختار کاملا متفاوت وسيال بوده است.
ساختار نمايشنامه يثربي واجد نوعي روايت سيال ومدرن از ماجراهاست که از همرفتي رويداد ها ودر هم آميختگي آنها با هم شکل مي گيرد.در حقيقت آ نچه به عنوان يک فرايند مهم ميتوان بررسي قرار داد اينست که ابزارها و عناصر اصلي نمايش (رويدادها،موقعيت ها،اشخاص و...) توانسته اند با بينامتنيت موجود در ساختارروايي نمايش تکثير شوند و حاصل اين تکثير است که مدام در وجود شخصيت هاي نمايشي و بازيگران آن در آمد و رفت هستند.اين جوهره ها از وجود قهرمانان نمهيش به بيرون سرک ميکشند و به الگو تبديل ميشوند،و در ضمن تخيل ترازيک نمايش را در مورد قهرمانان آن شدت ميبخشند.
آنچه مسلم است اينکه،همه اين شخصيت ها و رويداد هايشان بر اساس محور تماتيک نمايش در کنار هم قرار گرفته اند و رويداد مشترک داستان در مورد آنهاست که اهميتشان را در روايت نمايش باعث ميشود.....
ادامه این مطلب را حتما بخوانید....
ادامه مطلب






حضور كاملاً كمرنگ هنرمندان در تالار وحدت بود. تقريباً مي توان گفت كه مراسم افتتاح جشنواره فيلم فجر تنها جعفري جلوه و صفار هرندي را به عنوان چهره هاي آشنا در خود داشت.


