تبليغاتX
پاژیا _ تئاتر و سینما
پنجشنبه پانزدهم آذر 1386
نگاهي به نمايش «درس»:
 

    درسي پر از اشکال و اشتباه
 


نوشته: «اوژن يونسکو»
به کارگرداني: «پري‌ناز آل‌آقا»

«بديهي است که قسمت بزرگي از مبارزه‌ام، نوعي گفتگوي ناشنوايان بوده است، زيرا ديوارها گوش ندارند و آدمها براي همديگر و در برابر يکديگر به ديوار تبديل شده‌اند، گويي هيچکس ديگر تمايلي ندارد با ديگري گفت‌و‌گو کند، هر کس مي‌خواهد از ديگري پيرو بسازد و يا خردش کند»
«اوژن يونسکو»

نمايشنامه «درس» يکي از مهمترين و شاخص‌ترين آثار يونسکو است که به ويژه از نظر ساختار زباني و تعيين و تبيين مولفه‌هاي ريخت شناسانه زبان اهميت دارد در واقع «درس» ديالوگ محدود و ناقص زمانه‌اي است که يونسکو سعي دارد، بن بست‌ها و ديوارهاي آن را به نمايش بگذارد.
ديالوگي که هيچگاه شکل نمي‌گيرد و در هر مرحله از جريان ارتباطي ميان شخصيت‌ها باشکست مواجه مي‌شود؛ استاد اين ديالوگ را، در نخستين تلاشها براي ايجاد ارتباط، بر اساس مناسبات و تعلقات ذهني خودش مطرح مي‌کند، ولي در مقابل با    شکل‌گيري ارتباط مواجه مي‌شود. سوالات استاد بر مبناي ذهنيت‌ها و مولفه‌هاي فردي شخصيت او مطرح مي‌شوند  و در مقابل هيچ پاسخي دريافت نمي‌کنند. همين مسأله اضطراب و عدم تعادل را در شخصيت به وجود آورده و فرآيند ارتباطي ميان شخصيت‌ها را با چالش مواجه مي‌سازد.
در واقع اين بن بست ارتباطي شاخصه مهم انسان در حال گذار از الکترو مکانيک است. کلام فاقد معنا و روح ارتباط است، بنابراين بلافاصله پس از انعقاد در خلاء مي‌ماند، يا بدون دريافت پاسخ به بن بست مي‌رسد و تلاشي دوباره را براي ايجاد ارتباط آغاز مي‌کند و هر بار با شکست مواجه مي‌شود. همانطور که خود يونسکو مي‌گويد، آدمها در اين نمايشنامه انگار در برابر هم به ديوار تبديل شده‌اند و در تلاش براي ايجاد ارتباط با واکنش‌هاي تشنجي و آني عاقبت به خراب کردن ديوار (مسدود کننده ارتباط ) دست مي‌زنند.
در نمايشنامه «درس» اين استاد است که مدام در پي سلطه ارتباطي است و قصد دارد هر طور شده فرآيند ارتباطي را با وادار کردن شاگرد به پيروي از خود ايجاد نمايد. انتخاب شخصيت‌هاي تيپيک استاد و شاگرد در اين راستا مي‌تواند مهمترين رويکرد براي تحليل کنش مورد نظر نويسنده باشد. ميل به تسلط و گريز از قواعد ارتباطي!
در واقع ايستادگي شاگرد در برابر تمايل به سلطه ارتباطي استاد، به نوعي قيام    آوانگاردیسم يونسکويي در برابر قواعد کلاسيک تئاتري است. يعني دقيقاً آن چيزي که در حوزه مناسبات اجتماعي نيز مي‌توان تحليل و ريشه‌يابي کرد.

اذامه مطلب را ذر سایت هنرهای نمایشی بحوانید:

نوشته شده توسط مهدی نصیری در | | لینک به این مطلب
سه شنبه ششم آذر 1386
نگاهی به نمایش کوارتت

     وحشت غم انگيز

 

«کوارتت» يک نمايش وابسته به ادبيات است و علاوه بر آن به واسطه نوع اجرا و تکيه بيش از اندازه بر صوت، کلام و تصوير از اجراي تئاتريکال فاصله گرفته و بيشتر به روايت ادبياتي گرايش پيدا مي‌کند.
بنابراين بايد اعتراف کرد که نمايش «امير رضا کوهستاني» در حوزه اجرايي پيش از آن‌که در قيد و بند و قواعد يک تئاتر باشد، نمايشي را با تلفيق عناصر تصويري، صوتي، روايت توصيفي و... به اجرا مي‌گذارد.
بازيگران به محض شروع نمايش در چهار جهت، پشت به هم و رو به تماشاگر، در مقابل چهار دوربين و زير چهار صفحه تلويزيون مي‌نشينند و بدون هيچ حرکتي تنها به روايت اتفاقاتي که در گذشته برايشان افتاده است، مي‌پردازند.
نخستين ويژگي مهمي که کوهستاني از همان ابتدا سعي در حذف آن از اجراي نمايش‌اش دارد، حرکت است. در واقع او با حذف حرکت، تمام رويکردهاي مکانيکي اجرايش را در ابزار ثابت و الکترونيکي صحنه خلاصه کرده است.
اتاقک‌هاي محدود شده، با نورپردازي ساده‌اي از هم تفکيک شده‌اند. در هر بخش از چهار قسمت صحنه يک شخصيت نشسته بر روي صندلي و در زير تلويزيوني که نشانگر تصوير همه بازيگران نمايش براي تماشاگران چهار قسمت صحنه است، بخشي از يک روايت را براي تماشاگر بازگو مي‌کند.
دکور ثابت متقارن و نيمه ديجيتال صحنه «کوارتت» وقتي در کنار حجم سنگين روايت مستعمل گذشته و بي تحرکي گستره بازي‌ها و محدوديت چهار وجهي نمايش قرار مي‌گيرد، اجرايي تقريباً خسته کننده را نتيجه مي‌دهد که تماشاگر در آن تنها با دو قصه و چندين موقعيت که در گذشته روايت شده‌اند، مواجه است.
مجموع اتفاقاتي که در جريان روند اجرايي نمايش مشاهده مي‌شود، همان موقعيت‌هايي است که توسط کلام و قالب نشانه‌اي، زباني تصويري از رويدادها را در ذهن تماشاگر ايجاد مي‌کند و در عين حال هيچ تصويري از آن نمي‌دهد؛ به علاوه روايت‌هاي همسوي تصاويري که در ضمن اجرايي کلامي بر روي صفحه تلويزيون ديده مي‌شوند، لحن خشک و خشن اجراي زنده بازيگران را اندکي به شاعرانگي و لطافت روايي متمايل مي‌سازند.

ادامه این مطلب را در سایت هنرهای نمایشی بخوانید

 

نوشته شده توسط مهدی نصیری در | | لینک به این مطلب