شنبه بیست و دوم دی 1386
نگاهی به نمایش "خون تو را جنون پدر بر زمین ریخت" نوشته و کار "سیروس همتی"
|
همجواری آنتیگونه و رستم
|
|
ادبیات همواره به عنوان یک محمل گسترده، دستمایه و بستر بسیاری از آثار نمایشی قرار گرفته است و از میان گونههای مختلف ادبی، ادبیات حماسی بیشترین نزدیکی و قرابت را با ساختار ادبیات نمایشی دارد. در میان آثار مختلف ادبیات ایران، داستانهای شاهنامه فردوسی به واسطه وجود مواجهه و برابری دو نیروی متقابل از منظر کارکرد دراماتیک غنیترین و کاربردیترین بسترهای موجود در ادبیات ایران به شمار میآیند که ظرفیتهای فراوانی برای تبدیل شدن به ساختار درام دارند. اما در عین حال این فرآیند تبدیل، نیازمند نوعی "بلدی" و "مهارت" در شناخت عناصر ادبی و نمایش و قدرت انطباق و تبدیل هستند که همه حوزههای ساختاری از قبیل شخصیت، زبان، رویدادگاه و ... را شامل میشوند. "خون تو را جنون ..." بر پایه این ویژگیها حاصل انطباق موضوعیت و ژرف ساخت داستان نبرد رستم و اسفندیار با نمایشنامه "آنتیگونه" سوفوکل و همنشینی ساختار داستانی این دو اثر است. در بستر رویدادهای این نمایش اسفندیار به فرمان پدرش (گشتاسب) به نبرد رستم میرود و در نقطه مقابل، کرئون دستور دستگیری آنتیگونه را به مأمورانش میدهد. در هر دو این داستانها یک درگیری و مواجهه بیرونی (تقابل اسفندیار با رستم و کرئون با آنتیگونه) و یک چالش درونی برای به انجام رساندن قانون و فرمان پادشاه یا زیرپا گذاشتن قوانین در حال وقوع است؛ از یک طرف رستم آئین پادشاهی را نپذیرفته و از طرف دیگر آنتیگونه نظم و فرمان پادشاه را در مقابل قوانین خدایان زیرپا گذاشته است. در واقع انطباق محتوایی دو حوزه داستانی بر زیبایی پرداخت ساختار و جذابیت آن در زمینه تطابق شکل با محتوا افزوده است. آنتیگونه و رستم بر اساس قوانین شاه-پدر محکوم به دستگیری و مرگ شدهاند و جدال میان واقعیت گریزناپذیر سرنوشت و حقیقت ارزشی حضور آنها را در گستره انطباق نمایش دارای اهمیت و ارزش بیشتری میکند |
نوشته شده توسط مهدی نصیری در 13:2 |
|
لینک به این مطلب